|
DEBUG.IR
P r o g r a m m i n g S o l u t i o n
|
بلاگهای که میخوانم Yahoo! Messenger برنامه های من Dot Net متفرقه آرشیو ماهینه RSS Feed

|
|
وبلاگ شروین
IIS سلام، امروز خیلی از مغزم کار کشیدم، کم کم داشتم برمیگشتم خونه که یه مشکل الکی کلی سر کارم گذاشت. یه برنامههای برای IIS نوشتم و با System.DirectoryService سر و کله زدم. الان که نتیجهی کار رو میبینم راضیم. فردا میرم شمال خوشبختانه جاده هراز دیگه بسته نیست. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 22:55:29 روز 2005/10/30 فرستاده شده :
حقوق سلام، امروز اولین حقوقم رو گرفتم. حس خوبیه. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:12:00 روز 2005/10/26 فرستاده شده :
FIFA 06 سلام، چند روز پیش دیویدی Fifa 06 رو از یکی گرفتم. به همون روشی که خیلی دوست دارم بود، یعنی Image بازی روی دیویدی بود. Image رو Mount کردم و بازی رو نصب کردم. وقتی رفتم تو بازی یه مشکل عجیب داشت، توی منوها خودش این ور اون ور میرفت انگار دکمه پایین کیبورد رو نگه داشته باشم. توی بازی هم همین مشکل بود اونجا که باید با کیبورد تیم انتخاب کنم یه گیمپد هم میومد و خودش میرفت سمت چپ. معلوم شد جناب فیفا یه گیمپد پیدا میکنه و گیمپد دکمه چپش گیر کرده. ولی من اصلاً گیمپد نداشتم. کلی باش ور رفتم ولی فایدهای نداشت. توی ویندوز هم یه کارای کردم ولی فایده نداشت. در همین حین نفهمیدم چیکار کردم که اصلاً دیگه فیفا اجرا نمیشد اون صفحهی آشنای error میومد. به هر در و دیواری که زدم درست نشد. چند بار از اول بازی رو نصب کردم ولی بازم نشد. فکر کردم شاید با پیدا کردن یه کرک مناسب مشکل حل بشه، چندتا کرک براش گرفتم ولی فرقی نکرد. رفتم Patch بازی رو گرفتم نصب کردم بازم نشد، درایور جدید کارت گرافیکمم محض اطمینان گرفتم بازم نشد. خیلی کارهای دیگه هم کردم که حوصله ندارم بگم. دیگه نمیدونستم چیکار کنم که به فکرم رسید برم توی یه ویندوز دیگم امتحانش کنم، رفتم اونجا نصبش کردم اجرا شد ولی بازم مشکل چپ رفتن رو داشت. Patch بازی رو نصب کردم این مشکلم حل شد ولی نمیتونستم هر دفعه که میخوام Fifa بازی کنم بیام این ویندوز. بعد از مدتی به فکرم رسید یه یوزر دیگه توی اون ویندوزی که مشکل داره درست کنم ببینم چی مشه، اینکارو کردم بازی به خوبی اجرا شد. پس کشف کردم که مشکل از اون یوزرست. بعد از کمی تفکر دایرکتوری FIFA 06 رو از توی My Documents پاک کردم و همه چی درست شد. نسخه جدیدش جالب شده. فقط عیبش اینه که بازیکنهای کامپیوتر خیلی آدم رو میذارن سر کار. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 12:18:57 روز 2005/10/25 فرستاده شده :
one million dollar سلام، JREF به کسی که بتونه یه کار ماوراطبیعه در شرایط کنترل شده انجام بده یک میلیون دلار جایزه میده. فکر نمیکنم انجام اینجور کارها برای ملت ایران چندان سخت باشه!. $1 Million Paranormal Challengeشایان ذکر است تا این لحظه کسی موفق نشده از آزمایش سر بلند بیرون بیاد. در ضمن JREF دائرة المعارف جالبی داره. اگر واقعاً قدرت خارق العادهای دارید یک میلیون دلار بد نیست، برید دنبالش. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 23:27:09 روز 2005/10/23 فرستاده شده :
سه+یک سلام، یه جلسه، آدمهایی که میخوان 15 تا چیز رو بین خودشون تقسیم کنن. تعداد خودشونم 15 تاست و باید هر 5 چیز مشخص بین 5 نفر مشخص تقسیم بشه. گروه بالا و گروه پایین خیلی ساده بین خودشون تقسیم کردنند. مونده گروه وسط، اصلاً همهی مشکلات توی همین گروه وسطه. اینجا رقابت وجود داره، توی اون دو گروه دیگه هیچ رقابت وجود نداشت. من همین الان رسیدم به جلسه و فقط یه بینندهام. سه نفر آدم که البته الان توی یه گروه نیستند ولی همشون توی جلسه نشستند. وجود این سه نفر با هم برای به خنده کشیدن اجلاس سازمان ملل کافی و زیاده. آدمهای که اگر وقتی تنها هستند سراغشون برید هر کدوم بزرگترین و جدیترین شخص توی کار خودشونن ولی باهم که باشند کوچولو میشن، یکی میگفت شعور جمعی اشتراک شعور افراده ربطی به این موضوع نداره ولی درست میگفت. بحث بر سر تقسیم 5 چیز بین 5 نفر وجود داره، مزایده باز گذاشتند که هرکی هر کاری خواست بکنه. در حال مزایده هستند قیمتهای عجیب و غریب میدن. یکی کاغذهاشو نگاه میکنه و 20هزار تومان قیمت رو میبره بالا. چون کمتر از 20 هزار تومان نمیشه برد بالا. اون یکی با لپتاپ فکر میکنه و توی Execl یه مشت جدول کشیده و از روی اونا فکر میکنه. ولی چه فایده وقتی پول نباشه جدول کمکی نمیکنه و سریع میگه بالاتر از این نیستم. یکی از اون سه نفر یه متلک میپرونه همه میخندند. از قدیم گفتن هر کی پول بیشتری بده آش بیشتری میخوره، نه دروغ چرا اینو همین الان ساختم. مدیر جلسه میگه چقدر فیگور این آقا پشت لپتاپ جالبه و یکی از اون سه نفر از اون آقاهه با لپتاپ که میشه گفت نفر چهارم اون سه نفره با موبایل عکس میگیره کم کم بعضیها شروع به عکس گرفتن میکنند با موبایلاشون میکنند. جلسه کاملاً رسمیه. این سه+یک نفر دیشب هم با هم جلسه داشتند تا حرفاشون رو یه کاسه کنند و منم توی اون جلسه حضور داشتم و با یه بینندهی دیگه تخته بازی میکردم. این بیننده نفر پنجم اون سه+یک و یا به عبارتی نفر چهارم اون سه نفره ولی جزو اون 15 نفر نیست و سهمی نداره برای همین مثل من فقط بینندهست، چهار یک بودیم که برره شروع و بازی متوقف شد. امتیازم یک بود چون از شانسم استفاده نکرده بودم. شانس که نه اسمش رو هر چیزی میخواهید بذارید، مثلاً "توانایی ریختن عدد دلخواه بدون تقلب حتی با استفاده از لیوان". اصولاً نباید هرجا از هر چیزی استفاده کرد. و همیشه دلیل باخت ناتوانی نیست، تخته نصفش شانسه ولی در سطح بالا همش شانسه. آخر سر میبینن اینجوری به نتیجه نمیرسند ادامه جلسه رو میذارن روز دوشنبه غروب. کاش میتونستم دوشنبه در اون جلسه شرکت کنم، آدم توی این جور جلسهها درس زندگی میگیره و البته کمی هم از خندیدن شاد میشه. فکر میکنید اینا داشتند چی تقسیم میکردند؟ موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 00:33:46 روز 2005/10/22 فرستاده شده :
جوب سلام، امروز هشتمین روزی بود که میرم سر کار و البته بهترین. تو راه برگشت به خونه داشتم میدویدم که از خیابون در بشم، حواسمم کاملاً جمع بود که باید از روی جوب درست بپرم. جوبش یه جوب نبود بلکه دو جوب چسبیده به هم بود که با یه ردیف جدول از هم جدا شدن. باید قدم اول رو میذاشتم روی جدول و دوباره میپریدم. ولی متاسفانه به علت تاریکی و اشتباه در محاسبات پرشم درست انجام نشد و وقتی رو هوا به خدم اومد دیدم دارم تشریف میبرم توی جوب. همین طورم شد و افتادم تو جوب. خوشبختانه جوب خشک بود و کثیف نشدم ولی پام شدیداً درد میکنه و بدجوری ضربه خورده. به نظر نمیاد شکسته باشه. زخم هم نشده کبود هم نشده اصلاً هیچی نشده فقط خیلی درد میکنه. تا فردا صبر میکنم اگر لازم شد میرم دکتر. تا حالا به این بدی زمین نخورده بودم. جوب هم جوبهای آینده. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 23:11:46 روز 2005/10/19 فرستاده شده :
فیروز کو؟ سلام، از جاده هراز زیاد یه روزه رفتم شمال و برگشتم ولی دیروز به علت بسته بودن جادهی هراز از جاده فیروزکوه رفتم شمال و برگشتم. جادهی فیروزکوه یکی از عذابهای خیلی سخت است. صبح ساعت 5:30 ترمینال شرق بودم تا مسافر پیدا شد و راه افتادیم ساعت شد 6. پنج دقیقه مونده بود به شروع کلاسم (ساعت 11) رسیدم دانشگاه. ساعت 16:30 هم از آمل راه افتادم ساعت 22 خونه بودم. توی راه برگشت زانوهام درد گرفته بود. هیچ وقت تو یه روز اینهمه تو ماشین نشسته بودم. وقتی جادهی هراز بسته باشه همهی ماشینها، کامیونها، اتوبوسها، ...ها، از راه فیروزکوه میرن و راه بندون عظیمی به وجود میاد و دود همه جا رو میگیره. این خود یکی از دلایل عذاب بودن جادهی فیروزکوه است. جاده هراز تا اطلاع ثانویه یا حتی ثالثیه هر هفته از ساعت 8 یکشنبه تا ساعت 20 چهارشنبه بسته میباشد، لطفاً تلاش بیهوده برای عبور از آن نفرمایید. پس باید تا اطلاع ثانویه یا حتی ثالثیه از جادهی فیروزکوه برم شمال. البته به جز وقتی که تلف میشه خیلی مهم نیست، فرق با هراز اینه که باید بیشتر چرت بزنم. همیشه توی راه اگر لازم نباشه هوشیار باشم توی یه حالت چرت فرو میرم که خیلی لذت بخشه. فقط توی ماشین وسط جاده میتونم اینجوری چرت بزنم. این حالت چرت چیزی بین خواب و بیداریه، و به نظرم به خواب نزدیک تره. در این حالت به هر چیزی که باید فکر کنم فکر میکنم و خیلی از راه حلهای مسائل کامپیوتری و بعضاً غیر کامپیوتری رو پیدا میکنم. یه موضوع دیگه هم که وجود داره اینه که همیشه این فکرام مثل رادیو نیست که فقط صدا داشته باشه بعضی وقتها تصویر هم داره. بعضی وقتها که بیدار میشم قبل از اینکه چشمهام رو باز کنم آخرین تصویری که تو خواب دیدم هنوز دارم میبینم. این حالت معمولاً دو تا سه ثانیه طول میکشه. خیلی حس جالبیه، میدونم بیدارم و میدونم چیزی که میبینم واقعی نیست ولی دارم میبینشم. موفق باشید.
 توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:58:15 روز 2005/10/18 فرستاده شده :
خسته سلام، دیشب از شمال برگشتم. خستهم. خیلی خسته. نمیدونم چیکار کنم. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:48:45 روز 2005/10/15 فرستاده شده :
-- سلام، فردا صبح ساعت 5:30 تهرانپارسم و میرم شمال، احتمالاً اگر کارم (گرفتن پروژه) زود انجام نشه تا آخر هفته شمال میمونم. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 22:46:56 روز 2005/10/09 فرستاده شده :
استگانوگرافر سلام، چند روزِ که برنامهی استگانوگرافرم خیلی طرفدار پیدا کرده، نمیدونم قضیه از چه قراره ولی انگار تعداد زیادی دارن این برنامه رو میگیرن و ازش برای مبادله اطلاعات محرمانه استفاده میکنند. در تاریخ شش اکتبر 29 بار از جاهای مختلف کرهی زمین داونلود شده این اصلاً سابقه نداشته حتماً نیم کاسهای روی کاسهست. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:41:02 روز 2005/10/08 فرستاده شده :
دوز سلام، قدیما یه اسباب بازی داشتم که احتمالاً هنوزم دارم ولی نمیدونم کجاست. یک بازی دو نفره بود به این ترتیب که یه چیز عمودی مستطیل شکل بود که فکر میکنم 8*6 تا خونه داشت. دو رنگ مهره توی بازی بود که هر رنگ برای یک بازیکن. بازیکنها به نوبت از بالا مهرههاشون رو میاندازند هر بازیکنی که زودتر چهارتا مهره پشت سرهم به صورت افقی یا عمودی یا 45 درجه قرار بده برنده بازی است. اوایل زمستان سال 1382 بود که این بازی رو نوشتم، البته هیچ وقت از نسخه آزمایشی بیرون نیومد. تنبلی و دانشگاه باعث شد ولش کنم. بازیکن کامپیوترش خوب بازی میکرد ولی در شرایطی خاص حتماً میباخت. دیروز دوباره حوس کردم بازی نا تمام رو تمام کنم. بازیکن کامپیوتر جدید براش درست میکنم که بتونه یاد بگیره و اشتباهاتش رو تکرار نکه. بازیکن جدید اتفاقات بازی رو توی یه درخت نگه میداره و اون درخت رو با System.Runtime.Serialization.Formatters.Binary.BinaryFormatter توی یه فایل ذخیره میکنه و هر دفعه که بازی شروع میشه با توجه به اون بازی میکنه. فکر میکنم برای اینکه یه بازیکن حرفهای بشه باید اینقدر باش بازی کنم تا اون فایل حداقل چند مگابایت بشه. نمایی از بازی:  موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 11:46:55 روز 2005/10/07 فرستاده شده :
نرمال سلام، کارمندی هم چیز خوبیهها. از وقتی کار میکنم احساس میکنم بالاخره دارم یه فعالیت مفید انجام میدم. امروز هشت ساعتی شرکت بودم. دیشب و امروز یه دیتابیس برای پروژهای که روش کار میکنم طراحی کردم، شاید خیلی مرحله خوبی برای طراحی دیتابیس نباشه ولی به هر حال گفتند و منم طراحی کردم و از شنبه نوشتن برنامهاش رو شروع میکنم. یه کاری که خیلی بش علاقه دارم نرمالتر کردن جداول پایگاه داده است. فکر میکنم اینقدر نرمال کردم که نوشتن برنامه براش کمی سخت شده. زیاد بش فکر نکردم ولی بعضی از رابطههام 4NF و مابقی5NF هستند. این درست نیست که بگیم هرچه نرمالتر بهتر. اگر رابطه از یه حدی نرمالتر بشه خیلی مشکل پیش میاد. برای کسب اطلاع در مورد نرمال سازی به کتاب "مفاهیم بنیادی پایگاه دادهها تالیف:سید محمد تقی روحانی رانکوهی" مراجعه نمایید. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:58:33 روز 2005/10/05 فرستاده شده :
شمال سلام، ساعت 5:30 تهرانپارس بودم که فهمیدم جادهی هراز رو بستن، بسته شدن جاده هراز یعنی جاده فیروزکوه، جاده فیروزکوه یعنی بدبختی بیچارگی فلاکت و کامیون!. ولی خوشبختانه صبح زود هنوز بسته نشده بود قرار بود از ساعت 8 بسته بشه. دیروز بالاخره با ایستادن پشت در کلاس استاد راهنمای کارآموزیم رو پیدا کردم و نمرهی کارآموزیم رو گرفتم. ورقهی نمره رو مدیر گروه باید امضاء میکرد، مدیر گروه ما عموماً دانشگاه نیست و پیدا کردنش خیلی سخته. امروز ورقه رو بردم پیش یکی دیگه به جاش برام امضا کرد. ایشان تاحالا چندین دفعه بجای مدیر گروه برای من امضا کرده بودند، دستشون درد نکنه. ساعت 16 کلاسم تموم شد و قصد تهران کردم. ولی این دفعه جاده هراز کاملاً بسته بود. رفتم ترمینال تهران توی آمل همه از راه فیروزکوه میبردند تهران. اگر مجبور میشدم تا چهارشنبه که جاده هراز باز میشه صبر کنم بازم از فیروزکوه نمیرفتم تهران. اون وسطا یکی گفت از هراز میبرمت تهران کلی باش بحث کردم که آخه جاده بستهست چجوری از هراز میبری گفت تو بیا بریم من بلدم چیکار کنم. سه تا مسافر دیگه هم داشت، راه افتادیم. به پلیس راه آمل رسیدیم جلومونو گرفتن چند دقیقه صبر کردیم جناب راننده پارتی داشت گذاشتن رد بشیم. حدود 20 کیلومتر جلوتر دوباره متوقفمون کردند. تعداد ماشینها خیلی خیلی کم بود و همه میگفتند میخوایم بریم ده بعدی. نزدیک نیم ساعت اونجا متوقف بودیم تا گذاشتن رد بشیم. یه پلیسه هم توی همین مرحله یه دفترچه قبض جریمه تموم کرد، انگار داشت مشق مینوشت. از این خان هم رد شدیم. رسیدیم سر گردنه امامزاده هاشم دوباره جلومون رو گرفتن چند دقیقه هم اونجا بودیم و بعدش راه افتادیم. دیگه کسی متوقفمون نکرد و سلامت به تهران رسیدیم. حالا که همه اینا رو گفتم دلیل بسته شدن جاده هراز رو هم بگم، چند جا ریزش کرده بود چندجا رو پهن میکردند و چند جای دیگه هم کارای دیگه میکردن. امروز یاد گرفتم شاید یه جاده بسته باشه ولی میشه ازش رد شد و اینکه یه جاده بسته برای رد شدن از یه جاده باز به مراتب بهتره. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 22:45:12 روز 2005/10/03 فرستاده شده :
NIS سلام، سه روز پیش تصمیم گرفتم Norton Internet Security 2006 رو داونلود کنم، بعد از اینکه پیداش کردم شروع به داونلودش کردم 200mb بود. وقتی گرفتنش تموم شد فهمیدم سرکاری بوده و یه چیز دیگه داونلود کردم. دیشب گشتم یکی دیگه پیدا کردم این یکی 160mb بود وقتی تموم شد فهمیدم دوباره رفتم سرکار. اسم فایل Norton Internet Security 2006.zip بود ولی توی فایل 2005 بود. خیلی زور داره آدم 360mb داونلود کنه و به دردش نخوره. فردا صبح زود میرم شمال پس فردا برمیگردم. فقط دوشنبهها کلاس دارم. فردا میرم دانشگاه برای یافتن استاد کارآموزیم. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 16:38:12 روز 2005/10/01 فرستاده شده : |
|
|
|
کلیه حقوق این سایت به شروین کتابی و
علی کمالیان تعلق دارد.
شما حق دارید از مطالب این سایت هر طور که مایلید با ذکر منبع استفاده کنید به شرط
آنکه در قبال آن هیچگونه وجهی دریافت نکنید. البته احتمالا هیچ قانونی از این امر
حمایت نمیکند !
|
|