DEBUG.IR
P r o g r a m m i n g  S o l u t i o n
وبلاگ شروین

بانک ملت بانک مردم!
سلام،
امروز رفتم به بانک ملّت لطف کردم و یه حساب ملت کارت افتتاح کردم.
قرارداد افتتاح این حساب ظالمانه‌ترین قرار دادی بود که در زندگیم دیده بودم. بانک مذکور در این قرارداد 4 صفحه‌ای (یک ورق A3) متعهد میشه که در هیچ زمینه‌ای هیچ مسئولیتی قبول نکنه و مشتری حق هیچ گونه اعتراضی نداره. مشتری حتی حق نداره بگه چرا دستگاه ATM خرابه! همینه که هست.
به آقاهه گفتم این قرارداد چرا اینجوریه؟ گفت هیچکس اینو نمی‌خونه همه فقط امضا می‌کنن شما خوندین!
مشتری مداری و مردم سالاری رو توی این قرارداد دیدم و امضا کردم و تعهد دادم که ساکت باشم و اعتراض نکنم. فکر می‌کنم اگر فردا بزنن سایتشو Crack کنن و پول مارو بخورن تقصیر خودمونه.
امیدوارم بانک ملت با دادن جایزه‌ی 15 کیلومتری به من، از دلم در بیاره
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 12:39:14 روز 2005/06/29 فرستاده شده :

پایگاهِ د...
سلام،
من امروز به پایگاه دشمن، نه ببخشید داده حمله کردم و امتحان رو یک ساعته تموم کردم. خدا استاد مذکور رو 1200 سال شمسی عمر بده که امتحان 5 سوال بود و فقط یک سوال تعریفی بود و این باعث شد که خوب امتحان بدم. پروژه رو هم با میل براش فرستادم. امتحان بعدی یک هفته‌ی دیگست، من سعی کردم فاصله‌ی بین امتحانام خوب تنظیم بشه که اینجوری شده!.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 15:56:06 روز 2005/06/28 فرستاده شده :

درس، امتحان، پروژه، ...
سلام،
فردا امتحانام شروع میشه، با نادیده گرفتن یه امتحان نسبتاً عملی که شش روز پیش دادم. دیروز اصلاً کامپیوترم روشن نشد و این اتفاقیه که خیلی احتمال وقوعش کمه، به طور دقیق احتمالش برابر "تعداد روزهایی که مسافرتم" تقسیم بر 365 است. البته بعضی‌ها دلایلی برای رد این قضیه آورده‌اند یعنی مثال نقض زده‌اند که به دلیل در دست نبودن مدارک کافی رای بر برائت قضیه‌ی مذکور صادر شده است. ولی دیروز فرق می‌کرد چون دلیل روشن نشدن کامپیوتر درس خوندن بوده و نه چیز دیگر! و این خود به خود موضوعی است عجیب که بحث پیرامون آن از حوصله‌ی این مجال خارج است و بس.
الانم که اومدم پای کامپیوتر همانا دو دلیل داشتم و نه بیشتر، دلیل اول نوشتن این چرت و پرت‌هاست (که خود دلیلی کافی است ولی لازم نیست)، دلیل دوم که کمی بیشتر از دلیل اول مهمه و اون نوشتن پروژه برای درس پایگاه داده است.
پس میرم که پروژه رو بنویسم و برای استاد میل کنم. آیا وقت می‌کنه این همه میل رو بخونه!؟ سوال خوبیه، احتمالاً حتی سراغ میل باکس بدبخت هم نمیره، اگر تعداد دانشجویان 100 نفر باشد و به طور متوسط هر پروژه 1Mb باشد، میشود 100Mb پس وقت نمی‌ذاره 100Mb داونلود کنه. شاید وقت بذاره خدا میدونه.
دیر شد باید برم پروژه بنویسم...
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:48:16 روز 2005/06/25 فرستاده شده :

سَم
سلام،
امروز رفتم دندون پزشک نزدیک میدون ونک. گفت دندونات مشکلی نداره. در راه برگشت به خونه رسیدم به میدون. دور میدون ونک یه مغازه‌ی کشاورزی است که همه چیز داره، یکدفعه یاد بته‌ی کدوم افتادم که آفات دارن نابودش می‌کنن. به داخل مغازه رفتم، بعد از شرح مشکلم یه سم داد و گفت یک پیمانه اندازه‌ی در بطری سم رو با دو لیتر آب قاطی کن و با اسپری به برگهای گیاهت بپاش.
یه خورده وقت پیش مقادیری که گفته بود رو تقسیم بر 16 کردم و ترکیب به دست اومده رو روی برگها اسپری کردم، قبل از اینکه اسپری کنم به وضوح می‌شد عروسی و جشنی که اون جانورا روی برگها گرفته بودن رو دید، ولی این سم به محض برخورد با آفات سریعاً موجبات مرگشون رو فراهم کرد و من بسی لذت بردم. الان حال عمومی جناب کدو حلوایی کمی خرابه و باید استراحت کنه تا خوب بشه. 80% برگهاش دچار آفت شده بودند و داشت می‌مرد، انشاالله که حالش بهتر میشه.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 17:45:29 روز 2005/06/22 فرستاده شده :

درس
سلام،
از هفته‌ی بعد امتحانام شروع میشه، تعدادشون کمه همش چهارتا امتحان دارم.
اوقات فراغتم رو GTA San Andreas بازی می‌کنم هرچی پیش می‌رم بیشتر این شاهکار رو درک می‌کنم، یه ماموریت جالب داشت که باید با جت (گواهینامه خلبانی رو تو جریان بازی گرفتم) پرواز می‌کردم Liberty City، این شهر همون شهریه که جریان بازی GTA 3 توش شروع میشه. بعد از رسیدن به اونجا Liberty City رو نشون میده که برف سفید پوشش کرده، واقعا رومانتیک شده بود.
باید برای امتحانام درس بخونم و یکی دوتا پروژه بنویسم.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:59:34 روز 2005/06/19 فرستاده شده :

بازهم GTA
سلام،
من بعد از تحقیقات و آزمایشاتی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که GTA San Andreas شدیداً اعتیاد آور است و برای بازی نکردن آن باید اراده‌ای قوی و محکم داشت.
همونطور که قبلاً گفتم این بازی یه شاهکاره، توی این نسخه نقشه بازی بسیار بسیار بزرگ و چندین برابر GTA Vice City شده. توی این بازی شما نقش یک آدم رو توی یه شهر بزرگ (بهتره بگم چند شهر بزرگ) دارید که تقریباً هر کاری که بخواهید می‌توانید انجام دهید. نوع ماشین‌ها و وسایل نقلیه و چیزهایی که می‌شه به انواع اسلحه استفاده کرد خیلی زیاد شده. مثل نسخه قبلی اول میگه که توی San Andreas تعداد خلافکارا توی خیابون خیلی از تعدادشون توی زندان بیشتره.
اگر حوصله بازی کردن دارید این بازی رو از دست ندید چون یه زندگی مجازی رو از دست می‌دید.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 20:23:45 روز 2005/06/15 فرستاده شده :

GTA San Andreas
سلام،
سرانجام GTA San Andreas به بازار کامپیوتر آمد. این بازی که آخرین نسخه‌ی سری GTA است یک شاهکار تمام عیاره. وقتی خبر اومدنشو از آرش شنیدم بدون هیچ درنگی رفتم و دی‌وی‌دی شو خریدم. این بازی یک دی‌وی‌دی است و به صورت 6 تا سی‌دی هم می‌فروشند. برگشتن در تاکسی یکی از مسافرا که کمی پر رو بود با راننده سر اینکه چرا از یک میانبر نرفته دعواش شد و قرار شد دعوا رو به آخر مسیر منتقل کنند ولی من زودتر پیاده می‌شدم و دعوا رو ندیدم. راستی چرا آدما دعوا می‌کنند!؟
هرچه زودتر اگر سَن‌اندریز رو نگرفتید پاشید و برید بگیرید، بسیار بسیار زیباست.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:45:55 روز 2005/06/12 فرستاده شده :

2 NET‎.
سلام،
چند تا برنامه و سورس گرفتم که به ‎.Net Framework Version 2.0 نیاز داشتند.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 14:00:41 روز 2005/06/12 فرستاده شده :

شبِ فوتبال
سلام،
انتقام از تیمی که 4 سال پیش پرچم عربستان رو چرخوند گرفته شد ولی کاش بیشتر گل می‌زدن تا انتقام سختتر گرفته بشه.
شمال خوش گذشت و کارهای دانشگاه انجام شد، این چند روز من همش در حال شمال رفتن و آمدن هستم دارم عادت می‌کنم. دیروز آمل خونه‌ی دوستان فوتبال را دیدیم و بعد از بازی همگی به جز یک نفر (به دلیلی که ذکرش از حوصله‌ی این بحث خارج است) رفتیم بیرون برای تهیه‌ی پیتزا، و آمل را جوری دیدیم که در صد سال گذشته سابقه نداشته!. دیدن این چیزا تو تهران عادیه و اونجا آمل بود و نه تهران بزرگ. مردمی که بیشترشون بعد از اذان از خونه بیرون نمیان همگی تو خیابونا بودن، خیابون‌هایی که معنا و مفهوم واژه‌ی مبارک ترافیک رو نمی‌دونن، بند اومده بودن. مردم دسته دسته مثل دسته‌های عزاداری در خیابان پیش می‌رفتند و شادی می‌کردند می‌خوندن می‌رقصیدن و ... بوق ماشین‌ها گوش رو کر می‌کرد.
من تا قبل از این نمی‌دونستم آمل اینقدر جمعیت داره و جمعیتش اینقدر بخار داره. البته دانشجویان هم در خیابان‌ها بودن و در این شادی سهیم بودند.
به علت بسته بودن خیابان پیاده تا پیتزا فروشی رفتیم و با تاکسی دربست از راه‌های پرپیچ و خم و خلوت برگشتیم خونه.
ظهر با یک عدد پژو پارس به سمت تهران راه افتادیم وسط راه خوردیم به راه بندون و دیدیم آخر هفته که جاده هم شلوغه دارن آسفالت می‌کنن. من نفهمیدم چه حکمتی در این کار وجود داره که پنج شنبه ظهر اینکارو می‌کنن. حدود نیم ساعت پیش رسیدم خونه،یکم خوابم میاد این دو شب کمی کم خوابیدم، امشب چهلم پدر بزرگم است، الان می‌خوام برم مراسم.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 16:49:07 روز 2005/06/09 فرستاده شده :

اصلاحات
سلام،
و من امروز بعد از نزدیک به دو سال که فقط اصلاحات جزئی می‌کردم اقدام به اصلاحات عرضی (و البته طولی) کلی کردم و ریش‌های نازنینم رو به زیر تیغ گرفتم.
شایان ذکر است که الان پشیمانم، وقتی تو آینه نگاه می‌کنم خودمو نمی‌شناسم.
دارم جمع و جور می‌کنم برم دانشگاه و بعد از آن شمال..
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 09:09:50 روز 2005/06/07 فرستاده شده :

پروژه
سلام،
فردا دوباره می‌رم شمال با امید اینکه جاده هراز بازی در نیاره این بار برای ثبت نام و البته مهمتر از اون تحویل در محل پروژه‌ی یکی از بچه‌هاست که امروز نوشتم، بد نشده، وقتی آبها از آسیاب افتاد به عنوان یک مثال آپلودش می‌کنم.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:24:53 روز 2005/06/06 فرستاده شده :

بازگشت
سلام،
شمال خوش گذشت. با اتوبوس گرگان رفتم، موقع رفتن جاده‌ی هراز بسته بود و اتوبوس از فیروزکوه رفت و ساعت 20:30 قائم شهر منو پیاده کرد و از اونجا تا آمل را با تاکسی رفتم. بعد از رسیدن به آمل دوستم اومد دنبالم و رفتیم خونش. صبح رفتیم دانشگاه و کارهای کارآموزی رو انجام دادم و فردای او روز هم برای ترم تابستان پیش ثبت نام کردم. برای فرار از ترافیکِ امروز، دیشب برگشتیم، ولی جاده‌ی هراز بسیار شلوغ بود، برای کسانی که امروز از شمال برمی‌گردن بسیار متاسفم. احتمالاً این هفته دوباره برای ثبت نام قطعی به شمال میرم.
موفق باشید.
  توسط Shervin Ketabi در ساعت 11:10:29 روز 2005/06/05 فرستاده شده :
کلیه حقوق این سایت به شروین کتابی و علی کمالیان تعلق دارد.
شما حق دارید از مطالب این سایت هر طور که مایلید با ذکر منبع استفاده کنید به شرط آنکه در قبال آن هیچگونه وجهی دریافت نکنید. البته احتمالا هیچ قانونی از این امر حمایت نمیکند !