|
DEBUG.IR
P r o g r a m m i n g S o l u t i o n
|
بلاگهای که میخوانم Yahoo! Messenger برنامه های من Dot Net متفرقه آرشیو ماهینه RSS Feed

|
|
وبلاگ شروین
Flickr سلام، پیرو بررسیهایی که انجام دادم، Flickr رو در ستون سمت چپ بلاگم به خدمت گرفتم. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 14:00:01 روز 2005/04/30 فرستاده شده :
خر سلام، این بار خر من به لطف میلاد و هارد ریست از پل به سلامت گذشت و موبایلم درست شد، ولی از همین جا توصیهی اکید میکنم که چند وقت یکبار از Phone Memory توی کارد یک بکاپ بگیرید تا اگر خدایی نکرده بلایی سر موبایلتون اومد اطلاعاتتون از دست نره. بکاپ تو زندگی خیلی مهمه، اگر من از حافظهی گوشی بکاپ نداشتم باید 200 شمارهی تلفن رو از اول گردآوری میکردم و وارد گوشی میکردم. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 09:43:27 روز 2005/04/30 فرستاده شده :
تمبر هندی سلام، در راستای تحقق خودکفایی و بی نیاز شدن کشور به واردات من بر آن شدم که گیاه تمبر هندی پرورش بدم و واردات این محصول رو به صفر برسونم!  برای دیدن اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 11:33:39 روز 2005/04/29 فرستاده شده :
SD در گرما سلام، من توی هفته فقط یه پنجشنبه وقت دارم به کارای متفرقه بپردازم و خریدن یه SD Memory یکی از اون کارهای متفرقه بود که امروز انجام دادم. از صبح که از در رفتم بیرون تا ظهر که برگشتم همین جور عرق ریختم، یه زمانی یکی میگفت بیایم دور تهران چهار تا کولر گازی خیلی بزرگ بذاریم تا تابستونها تهران رو خنک کنن، اگر این قبیل طرحها شدنی بود زندگی خیلی راحتتر از اینی که هست میشد، بگذریم. تهیهی sd از صبح تا ظهر طول کشید، حدود 10 کیلومتر (با تقریبِ ±5 کیلومتر!) توی مجتمع کامپیوتر پایتخت راه رفتم. همهی مغازههایی رو که SD داشتند شناسایی و بررسی کردم. نمیدونستم چه مارکی بخرم، Kingstone از همه ارزونتر بود ولی همه به جز کسانی که خودشون داشتند میگفتن تغلبیه، منم ریسک نکردم و با مارک Transcend کارو تموم کردم. میگن تهران امسال خیلی گرم میشه، هنوز به وسط بهار نرسیدیم اینقدر گرمه، من اصلاً تحمل گرما رو ندارم و زمستون رو خیلی بیشتر ترجیح میدم. اگر دوستان نزدیک این نوشته رو بخونن به من میگن خالی بند تو که تا هفتهی قبل کافشن میپوشیدی، ولی کافشن پوشیدن تا وسط بهار من یکی از چند راهکاریه که برای افزایش تحملم در برابر گرما انجام میدم. شهری که هزاران بخاری داره که دماشون حدود 90 تنظیم شده (ماشینها) و میلیونها بخاری که دماشون حدود 37 تنظیم شده (انسانها) وضعش از این بهتر نمیشه. اون طرحی که گفتم توی زمستونها هم جواب فقط به جای کولر بخاری میذاریم ولی تعداد کمتری بخاری لازمه چون همینجوری کلی بخاری داره. در این فصل همراه داشتن بادبزن اکیداً توصیه میشه. موفق و خنک باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 22:04:37 روز 2005/04/28 فرستاده شده :
RSS  توسط Shervin Ketabi در ساعت 20:46:35 روز 2005/04/28 فرستاده شده :
موبایل سلام، چند روزه که چیزی به فکرم نمیرسه که اینجا بنویسم، موبایلم باعث شد بلاگ آپدیت کنم. دوربینی رو که نشون کرده بودم گرفتم. خیلی دوربین خوبیه. از صبح توی دانشگاه موبایلم (Nokia 3660) بازی در میوورد، Error میداد گیر میکرد، کار نمیکرد. مجبور شدم برای خاموش کردنش باتریشو در بیارم. از اون موقع به بعد دیگه روشن نشد. زمان روشن شدن error میداد و دوباره گیر میکرد. آوردمش خونه گذشتم شارژ بشه، سیم رو که بش وصل میکردم بعد از چند ثانیه error میداد، یعنی حتی نمیتونستم شارژش کنم. اینقدر باش ور رفتم تا بالاخره تونستم بذارم شارژ شه. بعد از 1:20 که شارژ شد روشنش کردم، error نداد!. ساعت و تاریخ و Pin Code رو پرسید و به خوبی و خوشی بوت شد. من هم که خوشحال شده بودم که درست شده کمی اینور انور کردم و توی منو دور زدم که یکدفعه یه error خوشگل داد و گیر کرد. هنوز همون جوره و روشن نمیشه. تا اطلاع ثانویه و یا حتی ثالثیه سیم کارت من در گوشی مامانم قرار داره. شاید موبایل من از ویروسهای سیمبین به این روز در اومده ولی بعید میدونم. موبایل هم موبایلهای قدیم. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 19:42:29 روز 2005/04/25 فرستاده شده :
Url طولانی بده!؟ سلام، TinyURL کار جالبی کرده. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 20:21:31 روز 2005/04/23 فرستاده شده :
بارون سلام، امروز همه چیز عادی بود تا اینکه در چند دقیقه بارون تندی شروع به باریدن کرد و سیل در خیابونها راه افتاد. بعد از اینکه از کلاس اومدیم بیرون دیدیم نه ابری تو آسمونه نه جایی خیسه!. در این شرایط یاد شمال میفتم، فرقش با اونجا اینه که شمال دو سه روز بارون میومد بعد قطع میشد!. تصمیم گرفتم یه دوربین بگیرم. کلی فکر کردم که فیلمبرداری بگیرم یا عکاسی، بعد از تحقیقات به Lumix DMC-FZ20S رسیدم. انشاالله به زودی میخرمش. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:22:23 روز 2005/04/17 فرستاده شده :
IEEE 1394 سلام، دیروز از مجتمع کامپیوتر پایتخت یک عدد کابل یک متری IEEE 1394 چهارپین خریداری کردم، که البته خیلی به درد خورد ولی توی کل مجتمع ارزونتر از 11 هزار تومان گیر نیوردم!. اگر فیبرنوری میخریدم با صرفهتر بود. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 21:04:16 روز 2005/04/13 فرستاده شده :
مرگ سلام، دیشب خواب دیدم یه جایی بودم که کمی عجیب غریب بود، جزییات صحنه رو خیلی به خاطر ندارم. وقتی آدم خواب میبینه معمولاً صبح که پا میشه جزییات چیزایی رو که دیده خوب یادش نمیاد و اگر زمانی که داره خواب میبینه بفهمه که داره خواب میبینه و تصمیم بگیره که هر چی میبینه یادش بمونه صبح که پاشه همه چیز یادشه. بعضیها فکر میکنن چیزایی که تو خواب میبینن تاره و یا بعضاً سیاه سفید! ولی خواب از واقعیت هم شفافتر و خوش آب و رنگتر است و دلیل اینکه برخی اینطور تصور میکنند این است که وقتی بیدار میشن چیزه زیادی یادشون نمیاد. خواب دیدن یکی از سرگرمیهای منه عموماً وقتی خواب میبینم میفهمم که دارم خواب میبینم و در اون دنیا که انشاالله آیندگان بیشتر ازش سر در میارن هر کاری که دلم میخواد انجام میدم، توی اون دنیا محدودیت وجود نداره و اگر مثلاً بخواهی پرواز کنی خیلی راحت میتونی این کار رو انجام بدی. کاش روزی دستگاهی ساخته شه که وقتی طرف میخواد بخوابه دستگاه رو به خودش وصل کنه و صبح که بیدار شد فیلمی که دستگاه از خوابش گرفته رو نگاه کنه. از اصل مطلب دور شدیم، داشتم تعریف میکردم که دیشب چه خوابی دیدم: همونطور که گفتم یه جایی بودم که کمی برام عجیب بود، از یکی پرسیدم اینجا کجاست؟ در جواب نگفت اینجا کجاست فقط گفت تو مُردی برای همین اینجا هستی. توی فکر فرو رفتم. برای خودم ناراحت نبودم که مُردم چون ظاهراً دلیلی برای ناراحتی وجود نداشت. اشک توی چشام جمع شد به اون کسی که ازش پرسیده بودم اینجا کجاست گفتم من برای خودم ناراحت نیستم، یه عمره منتظرم که بفهمم آدم بمیره بعدش چه اتفاقی براش میافته، ناراحتیم برای خانوادمه اونا وقتی بفهمن من مُردم خیلی ناراحت میشن و من نمیتونم ناراحتیه اونارو ببینم. چیزی نگفت و از من دور شد و رفت. صبح که پاشدم توی کتاب تعبیر خواب مُردن رو دیدم خیلی تعبیر خوبی نداره ولی تعبیر ربطی به مُردن واقعی نداره!. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 22:12:02 روز 2005/04/10 فرستاده شده :
حکم سلام، چند وقت پیش تصمیم گرفتم برای بازی حکمم یه بازیکن کامپیوتر جدید با ضریب هوشی بالا درست کنم، بعد از اینکه شروع به این کار کردم و کمی پیش رفتم دشواری و وقتگیر بودنش باعث شد ولش کنم. دیروز یکدفعه به فکرم رسید که توی اوقات فراغتم روی اون بازیکن باهوش کار کنم. وقتی اون پروژه رو باز کردم دیدم هیچی از اون چیزایی که قبلاً نوشتم نمیفهمم و خیلی جاها هم بد نوشته شده و بعضی از الگوریتمها مناسب نیستند. به همین علت تصمیم گرفتم به جای ادامه کار قبلی از اول شروع به نوشتن یه بازیکن هوشمند کنم. در آینده نه چندان دور این بازیکن وارد بازی میشود. Codenameاش CPlayerCPU5 است. راستی من اینهمه حواسمو موقع عوض کردن ویندوزم جمع و جور کردم ولی یه چیزو که خیلی هم مهم بود یادم رفت کپی کنم و متاسفانه از دستش دادم، و اون چیزی نبود جز Favorites ! موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 16:45:16 روز 2005/04/09 فرستاده شده :
SP2 سلام، یکی دیگر از دلایلی که من ویندوزمو عوض کردم این بود که نمیتونستم روش Service Pack 2 نصب کنم، وسط نصب گیر میکرد و اون صفحه آبی خوشگله میومد!. نصب با استفاده از sp2 کامل داونلود شده با نصب Online فرقی نداشت در هر صورت وسط کار گیر میکرد. الان فهمیدم که از 12 April (فکر نمیکنم لازم باشه بگم که الان 7 April است)، دیگه نمیشه جلوی آپدیت شدنه ویندوز رو گرفت و به زور sp2 رو میگیره و نصب میکنه!. اگر من ویندوزمو عوض نکرده بودم دیگه نباید باش به اینترنت و شاید حتی اونترنت وصل میشدم چون سعی میکرد sp2 رو بگیره و بعد هنگ میکرد. این خبر خط قبل شاید دروغ آپریل باشه و شاید راست باشه، خدا عالمه. دیدن این لینک توصیه میشه. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 22:16:19 روز 2005/04/07 فرستاده شده :
قلب سلام، دیروز ساعت 18:30 سر کلاس بودیم تازه درس شروع شده بود که یکی از بچهها از بیرون اومد صندلی کنار من نشست، حالش خوب نبود و قلبشو گرفته بود. گفتم چی شده گفت که قلبش درد میکنه و تیر میکشه و سوزن سوزن میشه. پاشُد رفت بیرون، بعد از یکی دو دقیقه رفتم دنبالش توی آبدارخونه نشسته بود و حالش بهتر نشده بود. یکم صحبت کردیم و قانعش کردم که باید بریم دکتر. گفت که دو سه روز پیشم اینجوری شده و بعد از مدتی خوب شده تصمیم داشته که بره دکتر ولی نرفته. قرار شد همون موقع بریم دکتر. اومدیم توی خیابون ولی نمیدونستیم کجا بریم. من یکم فکر کردم و یادم اومد که اون نزدیکی یه درمانگاه هست. قرار شد بریم اونجا. وقتی رسیدیم و وارد درمانگاه شدیم دیدم عجب جای شیکیه. فهمیدیم از شانس ما اونجا دکتر قلب هم داره. رفتیم پذیرش گفتیم که حالش اینجوریه و قلبش درد میکنه گفت وقت نداریم نمیتونم بتون وقت بدم! من دیدم اگر اونجا بمونیم این دوست مارو میکشن و جنازه به من تحویل میدن. رفتیم به طرف اتاق دکتر. دکترو پیدا کردیم بش گفتیم اینجوریه گفت برید پذیرش بگید دکتر گفت وقت بده. بعد از گرفتن وقت و رفتن به صندوق،با کاغذی که بمون داده بود رفتیم پشت در اتاق دکتر. دوستم هنوز حالش همون جوری بود. یکی از بیمارا بمون گفت برید نوار قلب بگیرید که بعداً معطل نشید.ما اصلاً نمیدونستیم که باید نوار قلب بگیریم، رفتیم جایی که نوار قلب میگیرن، من تا حالا نوار قلب گرفتنو ندیده بودم جالب بود، یه مشت گیره و یه چیزای خوشگلی بش وصل کردن و دستگاهو روشن کردن و یه کاغذ دراز پرینت میشد و میومد بیرون. نوار حدود یه مترو نیمی رو تحویل گرفتیم و برگشتیم. صبر کردیم تا نوبتمون بشه نفر آخر بودیم. وقتی نوبتمون شد رفتیم توی اتاق دکتر پرسید چی شده و بعد از کمی توضیحات دوستم و معاینه و دیدن نوار قلب گفت چیز مهمی نیست التهابه تپشه یه همین چیزای گفت. و گفت باید بعداً اکوکاردیوگرافی کنه یه قرص هم بش داد. این بود قصه من و اولین مراجعت دوستم به دکتر قلب. درد قلب مثل دست و پا نیست که بشه به امان خدا ولش کرد، شوخی نگیرید. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 10:06:11 روز 2005/04/07 فرستاده شده :
Microsoft Windows XP سلام، این دو سه روزه در حال اسباب کشی بودم و داشتم ویندوزمو عوض میکردم. چون موفق به نصب Service Pack 2 نشدم و یه ویندوز با sp2 به دستم رسید و ویندوز قبلی کمی پیر شده بود تصمیم گرفتم ویندوزمو که تازگی (چند ماه پیش) دو ساله شد بود عوض کنم. این کار (عوض کردن فرزند) بسی سخت و دشواره و خیلی زمان میبره. (انتقال My Documents و میلها و برنامهها و...) من برای این کار اول ویندوزه جدیدو یه جا نصب میکنم هر وقت دیدم همه چیز مرتبه قبلی رو پاک میکنم. البته بعضی وقتها پاک نمیکنم ولی این دفعه پاک کردم. من هنوز بدی از sp2 ندیدم بیچاره خیلی هم سر به راهه و همه Updateهاشو هم داونلود کردم. یکی دیگه از دلایلی که ویندوزمو عوض کردم این بود که Microsoft گفته Internet Explorer 7 فقط روی sp2 نصب میشه!. موفق باشید و زیر دو سال ویندوز عوض نکنید، سعی کنید خوب ازش نگهداری کنید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 00:00:02 روز 2005/04/07 فرستاده شده :
هراز سلام، ساعت 17 از شمال راه افتادیم ساعت 23 رسیدیم! چرا جادهی هراز رو یه طرفه نکرده بودند!؟ 185 کیلومتر در 6 ساعت سرعت متوسط کمی بیشتر از 30 کیلومتر در ساعت. موفق باشید.  توسط Shervin Ketabi در ساعت 22:53:33 روز 2005/04/01 فرستاده شده : |
|
|
|
کلیه حقوق این سایت به شروین کتابی و
علی کمالیان تعلق دارد.
شما حق دارید از مطالب این سایت هر طور که مایلید با ذکر منبع استفاده کنید به شرط
آنکه در قبال آن هیچگونه وجهی دریافت نکنید. البته احتمالا هیچ قانونی از این امر
حمایت نمیکند !
|
|